«در اين پيكار/ در اين كار/ دل خلقي است در مشتم/ اميد مردمي خاموش همپشتم/ .../ مرا تير است آتش پر/ مرا باد است فرمانبر/ و ليكن چاره امروز زور و پهلواني نيست/ رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست/ در اين ميدان/ بر اين پيكان هستيسوز سامان ساز/ پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز» (سياوش كسرائي).
در چنين روزي آرش، يكي از نامآوران تاريخ اساطيري ايران، جان خود را در تير كرد.
در زمان پادشاهي منوچهر، پادشاه پيشدادي، بر ايران و فرمانروايي افراسياب بر توران، جنگي ميان ايران و توران در گرفت. سپاه ايران در طبرستان به تنگي افتاد. پس از نبردي فرسايشي و خسته كننده عاقبت دو طرف به آشتي رضا دادند. منوچهر از افراسياب درخواست كرد كه به اندازه يك تير پرتاب از خاك او را به وي برگرداند. افراسياب اين درخواست را پذيرفت و قرار شد تيري از فراز البرز به جانب خاور پرتاب كنند. هر جا كه تير فرود آمد، همان جا را مرز دو كشور در نظر بگيرند. سپندارمد، ايزدبانوي زمين، به منوچهر فرمان ميدهد كه تير و كمان خاصي براي اين كار تهيه كند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين كماندار و نيز مردي شريف، حكيم و ديندار بود. آرش براي اين مهم انتخاب شد. آرش دانست كه پهناي كشور ايران به نيروي بازو و پرش تير او وابسته است. آرش برهنه شد و بدن خود را به حاضران بنمود و تا همه ببينند كه او را زخم و بيماري نيست.
پس از آن دست به چله كمان برد، به نيروي خداداد تير از شست رها كرد و همه نيروي خود را با ياد ايران به تير بخشيد.
«آري، آري جان خود در تير كرد آرش/ كار صدها صد هزاران شمشير كرد آرش» (سياوش كسرائي).
تير سپيده دم از كوه ايريوخشونه يا به قولي دماوند رها شد، از كوهها گذشت، ايزدباد به ياري آمد و سرانجام در غروب آفتاب، در سرزمين بلخ، در ناحيهاي به نام گوزكان، در كنار جيحون بر درخت گردويي كه بلندتر از آن در جهان نيست، نشست و مرز ايران و توران مشخص شد.
روز رهاندن تير آرش كه خود ملقب به «تيز تير» بود، مصادف است با جشن تيرگان، در ستايش ايزد تيشتر، ايزد باران آوري. جشن تيرگان از زمره جشنهاي همنام شدن روز و ماه است كه روز تير (سيزدهم) از ماه تير در ستايش تيشتر، «ستاره تابان شكوهمند»، برپا ميشود و در آن، نبرد تيشتر با اپوش، ديو خشكسالي، شكست اپوش و سرانجام ريزش باران را گرامي ميدارند.
تيشتر كه احتمالا همان شعراي يماني يا ستاره شباهنگ است، با صفاتي همچون سفيد، درخشان، بلند و نور دهنده از دور توصيف شده است. او با باران آوري، ايزد بركت نيز شمرده ميشود.
هر كه او را با نماز ويژه او بستايد، از او روزي بيشمار يابد. در اوستا يشتي به نام «تيشتر يشت» به ستايش اين ايزد اختصاص دارد. در يكي از بندهاي اين يشت آمده: «تيشتر را ميستاييم كه شتابان به سوي درياي فراخكرد (درياي بزرگ اساطيري ايران) بتازد، چون آن تير كه آرش تيرانداز، بهترين تيرانداز ايراني از كوه بينداخت ... .»
اينجاست كه تيشتر با تير آرش مرتبط و بدان تشبيه ميگردد.
به همين دليل است كه جشن تيرگان در ستايش اين ايزد با تيراندازي و شستوشو در آب همراه بوده است.
اين جشن كه يكي از جشنهاي مهم ايران باستان بوده، امروزه همچنان در ميان هموطنان زردشتي برگزار ميشود. برگزاري اين جشن جنبه رسمي ندارد. خانوادههاي زردشتي خاطره تيشتر بارانآور و تير نجاتبخش آرش را با رفتن در دل طبيعت و آبپاشي به يكديگر گرامي ميدارند. آنان معمولا پيش از مراسم، نخ هفت رنگي از نخهاي ابريشمي به رنگهاي سبز و صورتي و بنفش و زرد و قرمز و به طور كلي رنگهاي شاد، بسيار ظريف ميبافند. بافتن اين نخ علامت همبستگي و همازوري است و يادآور حمله دشمن به سرزمين ايران و لزوم همبستگي مردم براي بيرون راندن او.
روز جشن افراد خانواده اين نخ را دور مچ دست يكديگر ميبندند و نيت ميكنند. حلقه دور دست علامت پيمان بستن با يكديگر است كه تا دشمن را از اين سرزمين بيرون نرانند، بر اين پيمان وفادار باشند.
اين حلقه را آنان كه ميبندند تا روز «باد ايزد» بر دست نگاه ميدارند. از آنجا كه در روز باد، روز بيست و دوم ماه زردشتي، خبر پيروزي آرش به مردم ايرانزمين رسيد، در اين روز، زردشتيان نخ بسته شده به دور دست خود را باز ميكنند و به باد ميدهند تا نيتشان برآورده شود.
جشن تيرگان نيز مانند ساير جشنهاي ايران باستان و مانند نوروز، با چيدن سفرهاي همراه است. اما سفره آن ساده است و معمولا شامل آب و سبزه و آويشن و كندر ميشود. آويشن گياهي معطر و خوشبو است كه بر همه سفرههاي شادي و همينطور در مراسم شادي مثل عروسي حضور دارد. به جز آويشني كه بر سفره قرار ميگيرد، معمول است زردشتيان مقداري آويشن را با گلبرگهاي خشك گل سرخ در هم بياميزند و صبح جشن تيرگان بر پاشنههاي در خانهها بريزند. اين كار نمودي بيروني دارد و نشانه آن است كه در اين خانه جشني برپاست و ميتوانيد داخل شويد. به عبارتي، علامت دعوت است.
جشن تيرگان هر ساله روز سيزدهم تير از ماه تير برگزار ميشود كه مصادف است با دهم تير در تقويم رسمي كشور.
در مورد جشن تيرگان، روايتي نيز از ابوريحان بيروني ضبط است كه در اين روز هوشنگ، پادشاه پيشدادي، طبقه نويسندگان (= دبيران) را بنيان نهاد.
ظاهرا همين امر امروزه باعث نامگذاري اين روز به روز اهل قلم شده است.
www.amordad.net
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 12:41 توسط آرمان
|