تبليغاتX
خشنوثره اهوره مزدا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:24  توسط آرمان  | 

پيش از ظهور زرتشت , ايرانيانتحت تاثي عوامل طبيعت و فرشتگان بودند و چندگانه پرستي در بين آنها رسوخ داشت. با ظهور زرتشت و تعاليم او , ايرانيان نيز از چند گانه پرستي دست كشيده و به يكتا پرستي روي آوردند. گاتها نخستين كتاب مقدسي است كه در چندين هزار سال پيش بشر را به شاهراه توحيد راهنمايي كرد .  كتاب مزبور با گروه پروردگاران آريايي  به مخالفت برخاست و پرستش آفريدگار يكتايي را به نام اهورامزدا ( هستي بخش بزرگ دانا ) در ميان مردم استوار ساخت .

در سراسر اوستا اهورامزدا آفريننده يگانه , پروردگار توانا و مقدس , جاوداني و بر همه چيز آگاه دانسته شده است . بر خلاف پندار گروهي كه به زرتشتيان نسبت آتش پرستي مي دهند , دين زرتشت آيين توحيد , خداپرستي و بيزاري از پرستش خدايان و عناصر است.

پروفسور رضوي در كتاب "پارسيان اهل كتابند" مي نويسد كه :

كه زند اوستا در مورد راستي و پرهيزكاري - كه از اصول ثابت همه اديان الهي و كتابهاي آسماني است – احكام و دستورات شديدي صادر كرده و تقوا و پارسايي را خوشي و سعادت اين جهان و راه وصول به آسايش و امان و راحتي و اطمينان خوانده است . اين كتاب همچنين پرهيزكاري را را به جامه سر فرازي و عزت و فسق و فجور و شرارت را به لباس رسوائي و فضاحت تعبير كرده است . پسنديده ترين قربانيهاي راه خدا انديشه و گفتار و كردار نيك ، صالحترين دادگاه عدالت ، وجدان پاك ، راستي اساس و بنيان همه فضايل و كمالات ، و نادرستي به مثابه بدترين گناهان سزاوار عقوبت و كيفر است . در اين كتاب در مورد كار و كوشش كه به اعتبار فايده و باروريش نگهبان پاكي و عصمت  و سد راه اغوا و وسوسه است توصيه و از تنبلي و بطالت به عنوان سرچشمه بينوائي و نياز مندي و مورث شرمساري و نكبت ياد شده و در مورد دستگيري و كمك به همنوع و صميميت و خير خواهي تاكيد  فراوان رفته است. از اعتقاد پارسيان به خداي يگانه ، پاداش نيك و بد در روز جزا و پاكدامني و صفات و ملكات پسنديده از اصول و قواعد اخلاقي پيامبرشان گرفته شده است ، چنين بر مي آيد كه آنها يك ملت خدا پرست بوده اند و زرتشت نيز پيامبري بوده كه همچون پيامبران ديگر از جانب آفريدگار مبعوث شده و ملكوت خدا را در روي زمين مستقر كرده است .

پاینده دین اهورایی زرتشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:26  توسط آرمان  | 

با درود

این تارنامه از این پس علاوه بر مطالب دین زرتشتی مطالب تاریخی هم منتشر می کند.

 

                                                                                                                   ایدون باد

        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آرياها در عصر ودائي داراي معتقدات ساده اي بودند. آنها بيشتر مظاهر طبيعت مانند خورشيد , ماه, ستارگان , آسمان و سپيده دمان را مي پرستيدند و براي آنها قرباني مي كردند , موجودات مفيد و نوراني را دئوه ها ( Duevas ) يعني عناصر درخشنده مي ناميدند و خدايان بزرگشان اينان بودند :

 

1.       ايندرا ( خداوند تندر و جنگ )

2.       وارونا ( خداوند آسمان پر ستاره )

3.       ميترا ( خداوند خورشيد )

4.       آگتي ( خداوند آتش )

در عصر ودائي جمعيت آرياها رو به گسترش يافت و به تيره ها و دسته هاي چندي تقسيم گرديد . در اين ميان دو دسته مهمتري كه به آرياهاي ايراني و آرياهاي هندي معروف و از ساير گروهها بزرگتر بودند از يكديگر جدا شدند . افراد نخستين دسته راه مغرب و سرزمين فلات ايران در پيش گرفتند و اعضاي گرو دوم به جنوب رود سند مهاجرت كرده و به اعتبار محل اقامت خود , سند ( هندي ) خوانده شدند .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 13:17  توسط آرمان  | 

نوشين فرودي

 

نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.

 

تصوير فروهر

هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1-      سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2-      دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3-   بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4-   دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5-   دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6-   دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

برگرفته از یتااهوو

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 14:1  توسط آرمان  | 
به کوشش پارسی زبانان , این تارنامه برای پاک سازی این زبان زیبا از واژه های عربی , مغولی و اروپایی می کوشد , به امید آنکه هر طور که ممکن است و تا حد توان خویش بتوان زبان پارسی خود را پالایش کنیم.

 

                                      http://www.farsi-sare.blogfa.com                                                    

                                                                                                    پاینده ایران/پاینده آیین بهی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 12:28  توسط آرمان  | 

خوردادگان ، جشن رسا شدن

 

جشن ها، يادگارهاي درخشان پدران و مادران بيداردل ما هستند كه در گذر تاريخ بسياري از آنها به دليل ويژگيهاي زمان و تعصبات بسيار از بين رفته و هم اكنون از آنها نمونه هايي بسيار اندك در ميان ايرانيان به چشم مي خورد. با اين حال اين نمونه هاي اندك، نشانه هايي بس بزرگند از انديشه بلند و طبع ظريف ايراني كه خداوند به اين قوم ارزاني داشته و آيين زرتشتي با پيام ها و آموزش هايش آن را آشكار ساخته است.

واژه جشن از كلمه يسنه اوستايي است با ريشه اي اوستايي به معناي ستايش كردن . بنابراين معناي واژه جشن، ستايش و پرستش است

:همانگونه كه مي دانيد جشن هاي ايران باستان سه دسته اند

1)جشن هاي ماهيانه 2)جشن هاي ساليانه 3)جشن هاي متفرقه 

 

 

 

جشن خوردادگان يكي از جشن هاي ماهيانه اي است كه در روز چهارم خورداد ماه برگزار مي شود. از چگونگي برگزاري اين جشن در دوران باستان آگاهي دقيقي در دست نيست؛ اما چون خورداد به معناي رسايي و تندرستي است و در جهان مادي نگهبان آب است مي توان پنداشت كه نياكان ما در اين روز به كنار چشمه ها ، رودها و يا درياها رفته و به پرستش اهورامزدا مي پرداخته اند

واژه اوستايي خورداد، هئوروتات است كه در زبان سانسكريت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معني رسايي و تندرستي است . اهورامزدا از سرچشمه بخشايندگي خويش اين فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفريدگان خود بخشيده تا هر پديده اي رسا گردد و رسايي و تندرستي نه تنها ويژه اين جهان است ، بلكه رسايي مينوي و تندرستي روح و روان ، هدف والاي جهانيان است

اهورامزدا مي خواهد كه همگان به ياري امشاسپند هئوروتات از اين بخشايش مينوي و مهرباني حقيقي برخوردار گشته و هركس بتواند با نيروي رسايي و پرورش و افزايش آن در وجود خويش، داراي مقام رسايي و كمال بي زوال گردد

 برگرفته از تارنامه یتااهو .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 20:0  توسط آرمان  | 
 
Click here to join Fantasybooksgroup
Click to join Fantasybooksgroup
300 the movie