تبليغاتX
خشنوثره اهوره مزدا

به خشنودی اهورا مزدا

خورداد روز از فرودین ماه ( ششم فروردین ) زادروز ابر مرد تاریخ ایران شاد باد .

 

 

در ميان تمامی جشنها و شاديهايی که در ايام نوروز برگزار می شود نبايد ششم فروردين زادروز اشو زرتشت پيامبر راستين ايران زمين را از يادببريم .اشو زرتشت در تاريخ ايران زمين از جايگاه ويزه ای برخوردار است مردی که از سرزمين آذربايجان برخاست و با انديشه و گفتار و کردار نيکش پيام آور صلح و دوستی و خردورزی در جهان گرديد تا ايرانيان برای قرنها به عنوان نخستين ملت يکتا پرست دنيا راه خود را از ديگر ملل دنيا جدا نمايند و در پرتو گفتارهای هدايتگر و روشنگرش سرزمين اهورايی خويش را به عنوان پرچمدار صلح و يگانه پرستی به جهانيان معرفی نمايند و نشان دهند که راه در جهان يکيست و آن راه راستی است.هر چند قدمت نوروز به عنوان کهن ترين آيين ملی در جهان بسيار قديميتر از زمان زرتشت است اما انديشه ها و باورهای آيين مزديسنی در اين جشن باستانی تاثير بسياری گذاشته است .در آيين زرتشت مراحل شناخت و عرفان به هفت مرحله تقسيم می شود و يک جوينده راه راستی بايد در پرتو اين هفت فروزه اهورايی به پيش رود و با سرلوحه قرار دادن هر يک در زندگی خويش راه نيک از بد و درستی را از نادرستی تشخيص دهد .هر يک از اين هفت فروزه اهورايی که به اصطلاح امشاسپند ناميده می شوند و به جهان مينوی تعلق دارند در جهان مادی نيز برای آنها نماينده ای تعبير شده است که ما هر ساله بر سر سفره هفت سين آنها را قرار می دهيم اما از فلسفه وجودی هر يک بی اطلاعيم اميدوارم دانستن اين موارد برای شما دوستان گراميم جالب و مفيد باشد: 

در راه رسيدن به شناخت کامل نخستين گام بهمن يا انديشه نيک است اشو زرتشت چگونه خدا راشناخت و به مردم شناسانيد؟اشو زرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت . از خود مي پرسيد :چه کسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است؟چه کسي گياهان را پديد آورده است و چه کسي حيوانات را هستي بخشيده؟با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم کنکاش مي نمود جستجو مي کرد و مي پرسيد مي خواند و مي شکافت و در پايان بياري انديشه پاک پاسخ پرسش خود را در مي يافت .اشو زرتشت دريافت که اهورا مزدا آفريننده يکتاست اوست که با دانش خود دانشها را آفريد.زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد .و بدين ترتيب نخستين گام را در راه بالندگي انساني که همان انديشه نيک مي باشد بر داشت و به کمک يانش اهورايي نيرويي برتر از انديشه و خرد که انديشه و خرد نيز آنرا تاييد مي کند و بر گرفته از روان و خرد الهي و جهاني است به حقايق دست يافت و اين خرد الهي که از آن مي توان به دل آگاهي نيز تعبير نمود سرچشمه شناخت و معرفت اهوراييست .قرار دادن شير بر سفره هفت سين و خوان مهرگانی به اين امشاسند نسبت داده شده است.

دومين گام اشاوهيشتا يا امشاسپند ارديبهشت است که به معنای راستی والاست .قانون دگر ناپذيری است که آفرينش را نظم می دهد اشا نشانه خواست اهورايی است . اشا راه راستی است و پويندگان آن راه به خوشبختی می رسند و به بيان ساده تر اشا بيانگر هنجارها و قانون های حاکم بر جهان هستی است و هر کس بايد با انديشه نيک اين راه درست زيستن را انتخاب کرده و بر طبق راستی رفتار نمايد و از کجروی پرهيز کند چرا که طبق قانون اشا نتيجه اعمال خود را درو می نمايد و اين ميوه کارکرد خودشان است نه مجازات خداوند .بارها شاهد بودم که بسياری از دوستان دين زرتشت را دينی کهنه و متعلق به زمانهای گذشته می دانند اما در پاسخ به اين عده می توان گفت بر طبق قانون اشا انسانها بايد خود را با هنجار ها و نظمهای پيرامون خود هماهنگ سازند دين زرتشت بر خلاف ديگر اديان برای جزئيات تصميم گيری نمی نمايد اصول کلی در گاتها بيان گرديده اما جزئيات به خرد و دانش واگذار شده تا بتوانند خود را همگام با زمان تطبيق دهند و همراه سازند . روشن کردن شمع در سفره هفت سين به خاطر روشنايی آن و يا قرار دادن آتش در آتشدان به خاطر پاکی که آتش می آفريند و پليدی ها را نابود می کند و می سوزاند به همين دليل است.

سومين گام شهريور و يا خشتراوييريا به معناي توانايي برگزيدني است .خشترا از ريشه خش به معناي توانايي است .اين فروزه را به شهرياري خدايي تعبير کرده اند.اما استاد وحيدي در همان معني اما به تعبيري ديگر آنرا شهرياري بر ميل بيان نمودند و فرهنگ ايرانی مي گويد که اي انسان تو بايد بر ميلهاي خودت شهرياري و فرمانروايي داشته باشي چرا که ميل انسان حد و مرز ندارد به نوعي ديگر مي توان شهريور را کنترل بر نفس اماره که در روايات اسلامي از آن بسيار گفته شده بيان نمود.بدست آوردن شهريور به هر انسانی توانايی اهورايی را می بخشد که هيچ چيز نمی تواند آن را از بين ببرد در جهان مادی نيز نگهبانی فلزات به اين فروزه نسبت داده شده چرا که فلزات نيز هيچ گاه از بين نمی روند و آتش هر چقدر بر آنها قرار گيرد محکمتر و قدرتمندتر نيز می شوند فلسفه قرار دادن سکه در سفره هفت سين نيز شهريور می باشد.

سپنتا آرميتي يا اسفند چهارمين فروزه بزرگ اهورامزداست استاد وحيدي اين فروزه اهورايي را به معني انديشه نيک ترازمند بيان نمودند.ما يک انديشه نيک داريم که آن بهمن است آيا بهمن به تنهايي کافيست که مرا به يک راه درست برد؟ اماهمين انديشه درست بايد به دنبالش يک سپنتا آرميتي باشد تا انديشه نيک مرا در تراز و اندازه نگه دارد يک مثال ساده پاکيزگي است که در حالت معمول کار شايسته اي مي باشد اما اگر همين از حد خود خارج شود به وسواس تبديل مي شود که براي هر انساني درد سر ساز است .سپنتا آرمئيتي عاطفه و مهر و محبت است . ايمان و مهر به اهورامزدا و فرمانبردار اهورامزدا بودن و انديشه نيک را از اهورا مزدا منحرف نکردن و در دنياي مادي نيز نگهباني زمين بر آن قرار گرفته چرا که فروتني و افتادگي پيش از هر چيز از آن خاک است و اين صفات مهر و محبت و فروتني بيشتر در ميان زنان خصوصا مادران يافت مي شود به همين جهت است که جشن اسفندگان را به نام روز زن و مادر در ايران باستان نامگذاري نمودند .کاشت سبزه و قرار دادن آن در سفره هفت سين نيز به همين دليل است.

و اما پنجمين و ششمين گام هاوروتات (haurvatat) و يا خرداد که به معنای رسايی و کمال است و امرتات و يا امرداد که به معنای جاودانگی است .اهورامزدا گوهر کمال است او همه خوبی ها را در خود دارد و همه خوبی ها را از خود می دهد کمال نمادی از خود شناسی اهورامزداست .آدميان می توانند با کوشش در راه رسيدن به کمال با به کار بردن خرد (بهمن)و کارکرد به راستی (اشا )و مهر ورزی(سپنتا آرميتی)توان اهورايی بدست آورده (شهريور)ودر راستای کمال (خرداد) راه پی موده خود را شناخته و به خدا برسند (امرداد) امرتات به معنای بی مرگی است اهورامزدا بی آغاز بی پايان و جاودانی است در اوستا امرتات و هاوروتات بيشتر جاها با هم آمده اند و اين نشانه آن است که راه رسيدن به جاودانگی نايل شدن به خودشناسی و رسايی و کمال است و آدمی ميتواند با خرد و راستی و مهرورزی به توانايی سازنده دست يافته و با آن توانايی به رسايی و سرانجام به جاودانگی برسد.در جهان مادی نگهبانی آبهای روان با خرداد است و در سفره هفت سين نيز ما به احترام اين امشاسپند آب می گزاريم.و در فرهنگ ايرانی درخت سرو نيز به امرداد نسبت داده می شود چرا که هيچ وقت از بين نمی رود .

آخرين گام رسيدن به اهورامزداست که در فرهنگ و عرفان ايرانی آخرين مرحله و شناخت خداوند است و انسانی که از خدايی به خودآيی رسد در اين مرحله گام نهاده است .که عطار از آن به سيمرغ تعبير می کند و حلاج ندای انا الحق سر می دهد .سخن در اينباره بسيار است . ريشه کلمه جشن که يشن می باشد به معنای ستايش و نيايش خداوند هدف اصلی تمامی جشنهای ايرانی از جمله نوروز می باشد .قرار دادن دانه های مختلف از گياهان مختلف بر سفره هفت سين به نوعی سپاسگزاری از برکات خداوندی است و آرزو کردن سالی پر از خير و برکت به همراه خوشی و تندرستی از خداوند يکتا و راز جاودانگی فرهنگ ايرانی به همين دليل است. فرهنگی که هدف آن رسيدن به حقيقت و ناب هستی و شناخت هر چه بيشتر خداوند است .

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 15:44  توسط آرمان  | 

امروزه نوروز بزرگترين جشن باستاني ايرانيان است.  گستره ي اين جشن نه تنها در ايران كه در ميان تيره هاي گوناگون آرياييست. چه در كردستان و چه در آذرآبادگان و چه بلوچستان و در میان تیره های بختیاری و لر و تالشی و.... اين جشن با شكوه بزرگ و درخوري برگزار ميشود. و اين همان چيزيست كه ايرانيان و تيره هاي آريايي براي يكپارچگي نيازمندند.

                              

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، براي ديدار سامان  زندگي و روزگار بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان اندوهگين وناراحت به جايگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده چشم براه  مي نشينند.

فردوسي بزرگ درباره ی پيدايش نوروز چنين ميگويد:

چو خورشيد تابان ميان هوا         نشسته برو شاه فرمانروا

بجمشيد بر گوهر افشاندند        مران روز را روز نو خواندند

درباره ی پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند.

همچنين گفته شده كه اهريمن ، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و درپايان  او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و خجستگي  در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است .

سر سال نو هرمز فروردين        بر آسوده از رنج روي زمين

بزرگان به شادي بياراستند        مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار      بما ماند از آن خسروان يادگار

نوروز در تخت جمشيد و استوره:

همانگونه كه گفته شد‚ افزون بر ریخت اداری پارسه، يكي از كاربرد هاي تخت جمشيد برگزاري جشن نوروز در آنجا بوده در اينجا به برخی از  فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت:

يكي از آنها باورمندي به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.

باور ديگر اين است كه در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمين آمد و در كالبد انسان جاي گرفت و در اين روز فروهر درگزشتگان به زمين باز ميگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)

در اسطوره ديگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهي جمشيد پس از ساختن کاخی با شكوه است و استوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد واحدهاي اندازه گيري را تايين نمود. واحد اندازه گيري درازا 1 بند انگشت (اينچ) در پارسه به كار ميرفته كه هر واحد آن برابر 2.2 سانتيمتر بوده.

در خيام نامه آمده است :

چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند.

 

در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زير بوده است :

آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو گفته مي شد. در جشن نخست كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره ی گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين روزها گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر پايه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به ريختی كه اكنون بر ما نمايان نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .

جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال ميشد و در اين روزها ، فرماندها بار عام مي دادند و مهتران خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدي مي دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و کاریز ها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و براي حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.

ابزارهايي كه در زمان جمشيد پادشاه استوره اي  ايران ساخته شد:

جنگ افزارهاي گوناگون:

بفر كيی نرم كرد آهنا       ***        چو خود و زره كرد و چون جوشنا

چو خفتان و تيغ و چو بر گستوان   ***        همه كرد پيدا بروشن روان

بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:

زكتان ابريشم و موي قز            ***         قصب كرد پرمايه ديبا و خز

بياموختشان رشتن و تافتن      ***         بتار اندرون پود را بافتن

چو شد بافته شستن و دوختن      ***          گرفتند از و يكسر آموختن

خشت و گچ:

بفرمود پس ديو ناپاك را      ***     بآب اندر آميختن خاك را

هر آنچ از گل آمد چو بشناختند     ***       سبك خشت را كالبد ساختند

بسنگ و به گچ ديو ديوار كرد        ***      نخست از برش هندسی كار كرد

ساختن گرمابه و كاخ:

چو گرمابه و كاخهای بلند         ***     چو ايران كه باشد پناه از گزند

سيم و زر و ياقوت:

بچنگ آمدش چند گونه گهر       ***       چو ياقوت و بيجاده و سيم زر

پزشكي و درمان:

پزشكي و درمان هر درد مند  ***       در تندرستي و راه گزند

كشتی و دريانوردی:

گذر كرد از آن پس به كشتي بر آب ***   ز كشور به كشور گرفتي شتاب


 اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد(جمشیدیان) نيز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، يونانيان، تازيان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آريايی جاريست.

هر روزتان نوروز        ****         نوروزتان پيروز

با تشکر از وبلاگ :  http://ariapars.persianblog.com

ادامه مطلب را نیز ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 2:54  توسط آرمان  | 
015828.jpg

ثمانه قدرخان:

... كه آسمان را آفريد كه مردم را آفريد.

كه شادي را براي مردم آفريد.

و همه با جامگان سپيد از ميانه در داخل شده به دور سفره مي نشينند و مراسم روز پاكي با سرود مقدس شروع مي شود. اينجا تالار جشنگاه خسروي تهران است و غروب روي آسمان سايه انداخته امروز زرتشتيان «جشن سپندارمذ» يا جشن اسفندگان را به پاس آيين مهر و مادر برپا مي دارند.29 بهمن ماه به نام روز سپندارمذ متعلق به زن ايراني است كه مظهر مهر و پاكي و فروتني است.

امسال نيز همچون سال هاي گذشته زرتشتيان ايراني دور سفره جشن اسفندگان جمع مي شوند و جشن روز زن را برگزار مي كنند.

•سپندار مقدس

امروز زرتشتيان سفيد مي پوشند و موبدان اسپند در آتش دود مي كنند. امروز روز نگهبان زمين است، روز زن.جشن اسفندگان روز سپندارمذ از ماه اسفند است. «سپنته آرمئي تي» عشق پاك و مقدس است و بيشتر از زنان سرچشمه مي گيرد. اين روز به زنان و مادران اختصاص دارد. به احترام ويژگي هاي فداكاري، فروتني و مهرباني مادر جشن ويژه اي در روز مادر برپا مي شود. «گاهنبار»ها جشن هاي فصلي و مربوط به زندگي كشاورزي و دامپروري هستند كه در فرهنگ ايران باستان شكل گرفته اند و شش مرحله در سال برگزار مي شود. زرتشتيان در هر مرحله گاهنبار پنج روز به داد و دهش مي پردازند و با گردهمايي در اين جشن ها داده هاي آفريدگار را سپاس مي گويند.

واژه «سپنته آرمئي تي» كه فروتني و بردباري معني مي دهد يكي از فروزه هاي اهورايي است كه انسان نيز مي تواند آن را در خود پرورش دهد، اين واژه در فارسي به سپندارمذ و اسفند تبديل شده كه نام پنجمين روز از هر ماه در گاه شماري زرتشتي است بنابراين در روز اسفند از ماه اسفند از زمان هاي بسيار دور تااكنون جشن برگزار مي شود كه آن را جشن اسفندگان و روز مادر ناميده اند زيرا فروتني، شكيبايي و مهرباني در سرشت زن و مادر باشكوه تر جلوه مي كند.

در اين روز مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پيشكش هايي دريافت مي كنند و زنان نيكوكار، پاكدامن و پرهيزگار مورد تشويق قرار مي گيرند. در سفره اين جشن جامي از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاي فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاي گل، شربت و شيريني، برگ هاي خشك آويشن با دانه هايي از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مي دهند و مواد خوشبو و كندر بر روي آتش مي گذارند و مقدار كمي از هفت  گونه حبوبات و دانه  ها كه در جشن مهرگان براي سفارش كاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مي گذارند.

ولي ايرانيان همچنان جشن هاي خود را به درستي نمي شناسند و خاطره اي دور از آن در تقويم هر ساله خود يادداشت نمي كنند. چه جوانان براي برپايي جشن هاي ملي خود حافظه تاريخي محكمي ندارند و از چرايي آن نيز بي خبرند.

• يزت شادي

چرا برگزاري جشن ها براي زرتشتيان اهميت زيادي دارد؟ آيين زرتشت آيين شادماني نيز هست. بنابراين به مناسبت هاي گوناگون تاريخي، ديني و رويدادهاي طبيعي از گذشته هاي دور در سنت ايرانيان جشن هايي شكل گرفته است. كلمه جشن از واژه «يزت» به معناي نيايش كردن و سپاسگزاري از اهورا مزدا آمده است. در كتاب «آثارالباقيه» به نقل از ابوريحان بيروني آمده است كه: «شمردن شمار جشن هاي ايران همانند شمار كردن آبگذرهاي يك سيلاب غيرممكن است.»

اسفندگان از جمله جشن هاي ماهيانه اي است كه اطلاع دقيقي از گذشته برپايي آن مكتوب نيست. اما بنابر گفته ابوريحان بيروني در ايران قديم جشني با نام مزدگيران يا مردگيران در بين مردم رواج داشته است.

از ويژگي هاي اين جشن كه زمان برگزاري آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش و فرمانبرداري كامل مردان از زنان بوده است.

در اين چند روز به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليت هاي يك زن را تجربه مي كردند و در عين حال در اين روز هديه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلي اين جشن به شمار رفته است.

• فروزه از خودگذشتگي

آنچه از اين جشن مكتوب مانده ويژگي اين جشن است كه به نام «سپنته آرمئي تي» يا «فروزه» از خودگذشتگي و فروتني و مهر بي پايان، شناخته شده است. «سپنته آرمئي تي» يا سپندارمذ يا اسفند امروزي، نام چهارمين امشاسپند و نام پنجمين روز هر ماه است كه در جهان مادي به خاطر داشتن صفت پاك و ارزشمند «سپنته آرمئي تي» نگهبان زمين نام گرفته است. در كتاب هاي مربوط به آيين زرتشتيان آمده است: «سپنته آرمئي تي، فروزه اي است با ويژگي هاي زنانه و مادرانه يعني مهر و عشق بي پايان و تواضع و فروتني كه به راستي زمين نمادي نيكو بر آن است.»

طبق سالنامه زرتشتي، روز اسفند از ماه اسفند يعني پنجمين روز از اين ماه و بنا بر تقويم امروزي، 29 بهمن ماه روز سپاسداري از جايگاه زنان و مادران است.

در آيين زرتشت، به دليل برخي ويژگي هاي مشترك زمين با زن همچون آفرينندگي و زايندگي، اين روز به نام «زن و زمين» نام گرفته است.

• روز آرمان مقدس

در آيين زرتشت، روز 29 بهمن، پنجمين روز از ماه اسفند محسوب مي شود و در اين آيين هر روز با عنواني خاص نام گذاري شده است. همچنين نام 12 ماه نيز در بين نام هاي 30 روزه وجود دارد و نام هاي دوازده گانه ماه با دوازده ماه از اسامي روزها مشترك هستند كه در هر ماه زرتشتيان برابر شدن روز و ماه را جشن مي گيرند.

در آيين ما، روز سپندارمذ (روز آرمان مقدس) به عنوان روز ايثار، فداكاري، فروتني و از خودگذشتگي نامگذاري شده است و از آنجا كه اين احساس پاك بيشتر در وجود و سرشت زنان يافت مي شود، در پنجمين روز اسفند در آيين زرتشتي مقام والاي زن و مادر گرامي داشته مي شود.

براساس سنت باستاني، مردان و فرزندان زرتشتي در روز سپنته آرمئي تي كه مظهر ايمان، مهر و محبت و حامي زنان نيك است، به همسران و مادران خود هدايايي تقديم مي كنند و برگزاري مراسم جشن و سرور در اين روز ضروري است.

به اين ترتيب از محبت و مهرباني زنان سپاسگذاري مي شود. در اين روز خاص همچنين انجام كارهاي خانه بر عهده مردان است و زنان با پوشيدن لباس هاي نو، مورد تكريم قرار مي  گيرند. در مراسم جشن اسفندگان در آيين زرتشت همچنين زنان پاكدامن و پرهيزگار كه به تربيت فرزندان نيك پرداخته اند و اين فرزندان به عنوان شخصي نيك شناخته شده اند، تشويق مي شوند.

روز اسفندگان متعلق به همه ايرانيان است همانگونه كه زنان زرتشتي دور يك سفره حلقه مي زنند و براي دوري خشم و نفرت از سرزمين شان دعا مي خوانند.

• يكي مثل ما

اهميت برگزاري جشن ها و آيين ايراني از آن جهت مهم به نظر مي رسد كه ملت توان جهاني كردن جشن هاي ملي خود را دارد همچون ديگر كشورها و ملت ها جشن و جشنواره نيز از ويژگي هاي آيين ايرانيان قديم است. در آيين ايرانيان قديم وظيفه شاد بودن و نشاط داشتن از بايسته هاي ديني است. چه وقتي مردمي از شادي هاي آيين خود آگاهند به دنبال پيروي از مدل هاي غيربومي و غيرملي نمي روند و تلاش جهت دار خود را براي رسميت بخشيدن آن در دنياي بيرون از مرزهاي داخلي خود انجام مي دهند.

بيتا ياري دختر 21 ساله زرتشتي است كه در جشن سده با شادي به روي آتش لبخند مي زند و اميدوار است تمام ايرانيان جشن هاي ايراني را بيش از مدل هاي خارجي بشناسند. اين دختر ايراني مي گويد: «ما در عصري زندگي مي كنيم كه شادي نياز زندگي انسان است و ما نيز همچون ساير مردم بايد قدرت جهاني كردن جشن هاي خودمان را داشته باشيم.»

«خسرو پرخيده» سعي مي كند در ميان جمعيت به موبد اسپند در دست نزديك شود. او هم يك جوان زرتشتي است كه جشن هاي آيين خود را متعلق به يك گروه اقليت به نام زرتشتيان نمي داند و مي  گويد: «با شرايط امروز فكر مي كنم جشن هاي ما متعلق به همه ايرانيان است و انتظار دارم همه در آن شركت كنند.»

اهورا يك جوان 18 ساله زرتشتي است كه معتقد است شادي جشن ايرانيان متعلق به همه است و همه ايرانيان بايد شاد باشند.امسال نيز جشن اسفندگان از سوي كانون دانشجويان زرتشتي در تالار جشنگاه خسروي تهران در خيابان جمهوري، خيابان ميرزا كوچك خان برگزار شد.آنچه قابل پيش بيني و برنامه سازي درست است توجه به دارايي ملي و بومي است نه تكيه بر الگوهاي جهاني. آنچه قابل طرح است تقويت داشته هاي داخلي است نه تفكر تبليغاتي خارج از مرزهاي آن.

امروز «سپندارمذ» زمان پاسداشت مهر زمين و زمان است كه زرتشت مهر را نگهبان زمين مادي نام داده است كه مادر را نگهبان جهان.

 

015831.jpg

ترجمه مرضيه سليماني: در جشن «مهرگان» سال گذشته، حدود بيست هزار نفر از مردم در اورنج كانتي كاليفرنيا گرد هم آمدند. جامعه ايرانيان مقيم كاليفرنيا كه وظيفه ساماندهي جشن هاي ايراني را به عهده دارد، پيش بيني كرده بود كه اين تعداد در جشن «سده» افزايش يابد و البته چنين نيز شد. اما در خصوص «جشن اسفندگان» بايد منتظر ماند و ديد؛ البته با توجه به اينكه فراگيري آن جشن ها بيشتر و علاقه مندي و آشنايي ايرانيان _ اعم از زرتشتي و غيرزرتشتي _ نيز با مهرگان و سده افزون تر است!

در دوران ساساني روز پنجم از ماه اسفند را كه روز تقارن نام ماه و نام روز بود، جشن مي گرفتند و به گفته بيروني تا زمان وي اين جشن در اصفهان و ري و ديگر شهر هاي فهله (غرب و مركز ايران) باقي بود. بعد ها تاريخ برگزاري اين جشن به 29 بهمن تغيير يافت، اما آداب و رسوم آن، همچنان به قوت خويش باقي ماند.

در اين روز، انجام كارهاي سخت و سنگين و نيز امور منزل بر عهده مردان و پسران است و زنان با لباس هاي نو به تكريم و تقدير «روز زن» يا «روز مادر» زرتشتي مي پردازند. از سوي ديگر كار احداث و حفر قنوات و خشكانيدن مرداب ها و باتلاق ها و آباد كردن زمين هاي باير و نيز كشت و زرع كه در اسفند ماه آغاز مي گردد، با اين ايام تقارن يافته و در حقيقت در اين روز آغاز شده و زرتشتيان در اين روز به استقبال آئين  هاي نيكوي خويش مي روند. ابوريحان بيروني، دانشور بزرگ ايراني، در «التفهيم» يك جا نيز به اين جشن انتقاد كرده و گفته است: عاميان در اين روز به روي كاغذ آياتي نوشته بر سر در خانه مي آويزند تا آن خانه از هر آفاتي مصون ماند و از هر بلايي محفوظ گردد.به هر روي در اين روز، زنان با جامه هاي نو به ديدار يكديگر مي روند و با اغتنام اين فرصت، وقت را به شادماني مي گذرانند. مردها به زنان خود هديه مي دهند و آرزو هاي آنان را برمي آورند. آثار برگزاري اين جشن باستاني هنوز هم در برخي نقاط ايران قابل مشاهده است: در يكي از روستاها ي نزديك گناباد در خراسان، در اين روز همه مردها به صحرا مي روند تا زنان با آزادي كامل به رقص و پايكوبي بپردازند.

اگر در اين روز مردي در روستا ديده شود، مورد تمسخر و گاه آزار زنان واقع مي گردد. در اين روز «امشاسپند اسپندارمذ» هديه خاص خويش يعني فروتني و تواضع مقدس را به زنان نيكوكار زرتشتي عطا مي كند.

در هند، جشن ايرانيان زرتشتي يا پارسيان هند، اغلب در شهر بمبئي برگزار مي گردد.از جمله اين جشن ها، «جمشيد جي نوروز» است كه در تاريخ 21 مارس برپا مي شود. جشن پارسيان هند، اغلب فاقد موسيقي و اعمال پيچيده و تند است و بيشتر رنگ و بوي مذهبي به خود گرفته. جماعت زرتشتي ساكن هند، همه رسم و رسوم آييني خويش را به جا آورده و در روزهاي خاص همچون «بهمنگان»، «مهرگان» و يا «اسفندگان» در كنار يكديگر گرد آمده و به تقسيم شيريني جات مي پردازند. اگرچه جشن اسفندگان مخصوص زنان است اما كودكان پارسي هند نيز در اين روز به دريافت هديه و تناول شيريني دل مي بندند.

جمعيت زرتشتيان ايران تا سال 2002 حدود صدهزار نفر بوده كه هرچند در مقايسه با آمار 70 ميليوني مسلمانان و نيز تعداد مسيحيان و يهوديان ايراني، تعداد كمي است، اما به هر صورت هنوز هم كماكان به پاسداشت آيين هاي باستاني خويش و برگزاري مراسمي همچون اسفندگان، همت مي گمارند.در مقابل اسفندگان كه جشن زنان نام گرفته، «يزنه» واقع شده، كه جشني مختص مردان، با ريشه ها، ساختار و كاركردي مردانه است. اين جشن نيز مجموعه اي از قواعد و رسوم خاص خود را جهت تكريم مردان دارد كه البته هنوز پژوهش هاي كامل و مستقلي مي بايد درباره ريشه هاي آييني و تاريخي آنها صورت گيرد تا بازشناخته و در همه جوانب درك شوند. اما اجمالاً از مجموعه اين مراسم مي توان استنباط كرد كه آيين كهن پارسيان، يعني دين زرتشت، ديانت جشن ها و آداب طبيعت و بهانه هاي شادماني در اغلب ايام، ماه ها و فصول سال است. آنچه در عهد اسلامي نيز تداوم يافته، نظير نوروز، مهرگان، چهارشنبه سوري و...، و به صورت عام از سوي همه ايرانيان گرامي داشته مي شود، يكسره خصلت جشنواره اي و شادمانه دارد.

اين ميراث بزرگ آيين هاي شادي آفرين، از برجسته ترين يادگارهاي كهن اين ديار است. اسفندگان، اما، اگرچه با حضور جامعه چند ده هزار نفري پارسيان هند و نيز در بخش هايي از آمريكا- توسط زرتشتيان مهاجر در آمريكا- و بالاخره در ايران به صورت محدود اجرا مي شود، از سوي غير زرتشتيان كمتر شناخته شده است. شايد يك دليل اين امر، عدم وجود پژوهش ها و مقالات يا اطلاع رساني خبري در اين زمينه باشد. براي جبران اين مسئله در سال هاي اخير، زرتشتيان هند و ايران در سايت هاي خبري خود با ارائه عكس ها و تصاويري از برگزاري جشن اسفندگان، به شناساندن و تكريم اين روز مبادرت ورزيده اند. در كاليفرنيا نيز گروهي كوچك از زرتشتيان و علاقه مندان به فرهنگ كهن ايران اعلام كرده اند كه: «اسفندگان را در تقويم مناسبت هاي ايراني به صورت جشني پرشور مورد توجه قرار داده و به بهانه اين روز گرامي، از بانوان و دختران، خصوصاً همسران و مادران خانواده ها تقدير به عمل خواهند آورد.» جشني كه هم روز زن است، هم روز مادر و هم يادگاري از نياكان نيك آيين و نيك پندار ما، در نخستين سده هاي تاريخ مدني جهان و ايران.

منابع:

Culture of iran.com

Zoroastrians.info

Encyclopedia of world religion

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:59  توسط آرمان  | 
شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فرداي آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.
از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد. و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است :

آن شب که سرورم زايد
نشانه اي از ملک آيد
ستاره از آسمان ببارد
هم آنگونه که رهبرم در آيد
ستاره اش نشان نمايد

ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست،
جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز ?? دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم A.D در پي اشتباهات محاسباتي اين روز به ?? دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز ? ژانويه را روز تولد مسيح جشن مي گرفتند.اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينکه نمي توانستند مردم را از برپاداشتن اين جشن منع کنند بنابراين روز کريسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند.

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده گويي مي کنند.

بر گرفته از کتاب " ديدي نو از آييني کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر و "گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" نوشته هاشم رازي

مراسم شب چله

روز انارم از ماه آذر / 24 آذر ماه
در ايران باستان و گذشته هاي دور پيش از اشو زرتشت پيامبر قوم آريا مردماني كه زندگي خود را با كشاورزي و دامپروري مي گذراندند با تضادهاي طبيعي مانند سپيدي و سياهي روشنايي و تاريكي روز و شب و گرما و سرما و تضادهايي در خوي انساني مانند خوبي و بدي دوستي و دشمني آشنا شده بودند و در باور خود آن چه را كه براي زندگي مفيد قرار مي گرفت ازجلوه هاي خداي خوب و آن چه را كه بد و زيان آور بود از جلوه هاي خداي بد مي پنداشتند .
به همين انگيزه آنها روز و روشنايي را بيشتر دوست مي داشتند چون هنگام كار و كوشش خوشي و بالندگي بود وبا فرا رسيدن شب آتش مي افروختند تا جلوه هاي بد زندگي پديدار نگردد و در شبهاي دراز زمستان دور آتش گرد مي آمدند تاروشنايي را افزون سازند و چون دراز ترين شب سال يعني آخرين شب از ماه آذر فرا مي رسيد به انگيزه اين كه از فرداي آن شب روشنايي بيشتر خواهد شد و روزها درازتر شادي مي كردند .
در گذشته ايرانيان ميوه هايي كه تا آن زمان سالم مانده بود با آجيل و خوراكي هاي ديگر فراهم مي نمودند و همه باهم تا پاسي از شب را با شادي و سرور ميگذراندند و با اين شيوه به پيشباز چله بزرگ مي رفتند كه از فرداي آن روز شروع مي شد و تا جشن سده يعني چهل روز ادامه داشت و زماني بود كه سرماي واقعي زمستان فرا مي رسيد .
پس از آن چله كوچك آغاز مي گشت يعني سرماي زمستان كاهش مي يافت و تا چهل روز ادامه داشت و اين هنگامي بود كه سرماي زمستان به آرامي كاهش مي يافت و پس از آن شكفتن شكوفه ها فرارسيدن بهار را نويد مي دادند .
اكنون نيز زرتشتيان در شب چله كه آخرين شب از ماه آذر است گرد هم مي آيند خويشان و آشنايان در يكي از خانه ها كه اغلب خانه بزرگترها به ويژه مادربزرگ يا محل مناسب ديگري است باهم ديدار ميكنند .
هر خانواده ميوه هايي مانند انار هندوانه خربزه سيب به و انگور را تهيه ميكنند و با خود به جشن شب چله مي آورند .
در بين ميوه ها هندوانه از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا بعضي باور دارند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و كوچك يعني زمستاني كه در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها اثر نخواهد گذاشت .
غير از ميوه گاهي آجيل و شيريني و شربت نيز در خوراكي هاي شب چله وجود دارد . تا پاسي از شب همه دور هم مي نشينند . گاهي مادربزرگ داستان هاي شيرين روزگارهاي گذشته را تعريف ميكند . پدر بزرگ يا شخص ديگري شاهنامه مي خواند و از حماسه هاي افتخار آفرينان ايران زمين سخن ميگويد .
همه با شادي و خرمي شب چله را مي گذرانند و با نيايشِ « گاه ا’شَهِن» شب را همراهي مي كنند و آن را به سپيده دم تبديل مي نمايند.
بر گرفته از دستنوشته رادآيين


تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ، و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .

زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان شرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته درفش آشتی بر دوش.
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . .

گردآوری از: محمود رضا نيك خواه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 11:16  توسط آرمان  | 
با درود

با سپاس از یاری دوستانی که به هنگام نبود من . من را یای دادند.

 از امروز دوباره این تارنامه تلاش خواهد کرد که در شناساندن هر چه بهتر آیین بهی به همه هموطنان . چه زرتشتی و چه غیر زرتشتی عمل کند.

با سپاس فراوان .

آرمان , امرداد ماه سال ۱۳۸۴ خورشیدی.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:35  توسط آرمان  | 
با درود

مطالبی که از تیرگان وجود دارد به اندازه ای زیاد است که من تنها توانستم آنها را برای شما بهترین ها را انتخاب کنم.

با امید به اینکه از خواندن آنها لذت ببرید.

تیرگان بر تمامی اهورائیان پارسی خجسته باد.

تیرماه سال ۳۷۴۴ زرتشتی. :

جشن فرخنده تيرگان که آغاز آن از روز تير از ماه تير می باشد و به مدت ۹ روز ادامه دارد جشن تيرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترين جشنهای ايرانيان است که در گذشته برای ايرانيان اهميت وافری داشت و اين جشن را با شکوه و زيبا برگزار می کردند در مورد فلسفه جشن تيرگان دو روايت جالب است روايت اول مربوط به قهرمان ملی ايرانيان آرش است که تقريبا همه ما با آن آشنا هستيم :

((ميان ايران و توران سالها جنگ وستيز بود در نبرد ميان افراسياب و منوچهر شاه ايران سپاه ايران شکست سختی می خورد اين واقعه در روز اول تير اتفاق می افتد و در گذشته اين روز برای ايرانيان عزای ملی بود و جالب است بدانيد هنوزم ديدار از خانواده های عزادار در اين روز ميان زرتشتيان رايج است سپاه ايران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستيز از ميان بر خيزد پذيرفتند از مازندران تيری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تير فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در اين گفتگو بودند فرشته زمين اسفنديارمذ پديدار شد و فرمان داد تير و کمان آوردند. آرش در ميان ايرانيان بزرگترين کماندار بود و به نيروی بی مانندش تير را دورتر از همه پرتاب می کرد . فرشته زمين به آرش گفت تا کمان بردارد و تيری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ايران به نيروی بازو و پرش تير او بسته است و بايد توش و توان خود را در اين را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهيان نمود و گفت ببينيد من تن درستم و گژی در وجودم نيست ولی می دانم چون تير را از کمان رها کنم همه نيرويم با تير از بدن بيرون خواهد آمد. آن گاه آرش تير و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نيروی خداداد تير را رها کردو خود بی جان بر زمين افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد . تير از بامداد تا نيمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جيهون بر تنه درخت گردويی که بزرگتر از آن در گيتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ايران و توران جای دادند و هر سال به ياد آن جشن  گرفتند .جشن تيرگان در ميان ايرانيان از اين زمان پديدآمد.))

اما روايت دوم که  مربوط به فرشته باران يا تيشتر می باشد  و نبرد هميشگی ميان نيکی و بدی :((تيشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله در می آيد و در ده روز دوم بصورت گاوی نر و در ده روز سوم بصورت اسب.تيشتر به شكل اسب زيباي سفيد زرين گوشي، با ساز و برگ زرين، به درياي کيهاني فرو رفت. در آنجا با ديو  خشکسالی (اپوش) كه به شكل اسب سياهي بود و با گوش و دم سياه خود ظاهري ترسناك داشت، رو به رو شد. اين دو به مدت سه شبانه روز بايکديگر به نبرد بر خواستند و تيشتر در اين نبرد شکست می خورد به نزد خدای بزرگ آمده و از او ياری و مدد می جويد و به خواست و قدرت پروردگار اين بار بر اهريمن خشکسالی پيروز می گردد.و آب ها توانستند بي مانع به مزارع و چراگاه ها جاري شوند. باد ابرهاي باران زا را كه از درياي گيهاني برمي خاستند به اين سو و آن سو راند، و باران هاي زندگي بخش بر هفت اقليم زمين فرو ريخت و به مناسبت اين پيروزی ايرانيان اين روز را به جشن می پردازند))

اما در مورد آداب و رسوم اين جشن و دوستانی که می خواهند اين جشن زيبا و نشاط آور را برگزار کنند.تاريخ شروع جشن ۱۳ تير ماه به تقويم زرتشتی و ۱۰ تير به تقويم خورشيدی است يکی از مراسمهايی که در ميان زرتشتيان رايج است رسم فال و کوزه می باشد در شب جشن معمولا خانواده ها ونزديکان دور هم جمع می شوند و هر يک آرزو و نام خود را روی کاغذ می نويسند و همگی  آنرا در يک کوزه می ريزند و در آنرا می گذارند و تمام شب را به شب نشينی و خواندن حافظ و شاهنامه می پردازند و روز جشن يکی از دختران جوان خانواده که هنوز ازدواج نکرده بايد در کوزه را بردارد و يکی از کاغذها را بيرون بياورد و به نام هر کسی که بود آرزوهای آن شخص بر آورده خواهد شد و تمام شعرهای خوانده شده به او تعلق می گيرد .در روز جشن هم  مانند تمام جشن های ديگر با شادی و سرور همراه است و مراسم آبريزان به ياد فرشته تيشتر(باران) و به خاطر گرمای تابستان و آب پاشيدن روی همديگر و خنک شدن از لذت جالبی بر خوردار است . در گذشته در آغاز جشن بعد از خوردن شيرينی بندی به نام تير و باد که از ۷ ريسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده بود به دست می بستند و ۹ روز بعد در پايان ايام جشن اين بند را باز کرده و به باد می سپردند تا آرزوها و خواسته هايشان را به عنوان پيام رسان به همراه ببرد .جشن تيرگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و اميدوارم به تمامی دوستان خوش بگذرد هميشه شاد و اهورايی باشيد.

www.sepandarmazd.com

دیگر مطالب در ادامه ی مطلب :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 12:41  توسط آرمان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:24  توسط آرمان  | 

پيش از ظهور زرتشت , ايرانيانتحت تاثي عوامل طبيعت و فرشتگان بودند و چندگانه پرستي در بين آنها رسوخ داشت. با ظهور زرتشت و تعاليم او , ايرانيان نيز از چند گانه پرستي دست كشيده و به يكتا پرستي روي آوردند. گاتها نخستين كتاب مقدسي است كه در چندين هزار سال پيش بشر را به شاهراه توحيد راهنمايي كرد .  كتاب مزبور با گروه پروردگاران آريايي  به مخالفت برخاست و پرستش آفريدگار يكتايي را به نام اهورامزدا ( هستي بخش بزرگ دانا ) در ميان مردم استوار ساخت .

در سراسر اوستا اهورامزدا آفريننده يگانه , پروردگار توانا و مقدس , جاوداني و بر همه چيز آگاه دانسته شده است . بر خلاف پندار گروهي كه به زرتشتيان نسبت آتش پرستي مي دهند , دين زرتشت آيين توحيد , خداپرستي و بيزاري از پرستش خدايان و عناصر است.

پروفسور رضوي در كتاب "پارسيان اهل كتابند" مي نويسد كه :

كه زند اوستا در مورد راستي و پرهيزكاري - كه از اصول ثابت همه اديان الهي و كتابهاي آسماني است – احكام و دستورات شديدي صادر كرده و تقوا و پارسايي را خوشي و سعادت اين جهان و راه وصول به آسايش و امان و راحتي و اطمينان خوانده است . اين كتاب همچنين پرهيزكاري را را به جامه سر فرازي و عزت و فسق و فجور و شرارت را به لباس رسوائي و فضاحت تعبير كرده است . پسنديده ترين قربانيهاي راه خدا انديشه و گفتار و كردار نيك ، صالحترين دادگاه عدالت ، وجدان پاك ، راستي اساس و بنيان همه فضايل و كمالات ، و نادرستي به مثابه بدترين گناهان سزاوار عقوبت و كيفر است . در اين كتاب در مورد كار و كوشش كه به اعتبار فايده و باروريش نگهبان پاكي و عصمت  و سد راه اغوا و وسوسه است توصيه و از تنبلي و بطالت به عنوان سرچشمه بينوائي و نياز مندي و مورث شرمساري و نكبت ياد شده و در مورد دستگيري و كمك به همنوع و صميميت و خير خواهي تاكيد  فراوان رفته است. از اعتقاد پارسيان به خداي يگانه ، پاداش نيك و بد در روز جزا و پاكدامني و صفات و ملكات پسنديده از اصول و قواعد اخلاقي پيامبرشان گرفته شده است ، چنين بر مي آيد كه آنها يك ملت خدا پرست بوده اند و زرتشت نيز پيامبري بوده كه همچون پيامبران ديگر از جانب آفريدگار مبعوث شده و ملكوت خدا را در روي زمين مستقر كرده است .

پاینده دین اهورایی زرتشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:26  توسط آرمان  | 

با درود

این تارنامه از این پس علاوه بر مطالب دین زرتشتی مطالب تاریخی هم منتشر می کند.

 

                                                                                                                   ایدون باد

        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آرياها در عصر ودائي داراي معتقدات ساده اي بودند. آنها بيشتر مظاهر طبيعت مانند خورشيد , ماه, ستارگان , آسمان و سپيده دمان را مي پرستيدند و براي آنها قرباني مي كردند , موجودات مفيد و نوراني را دئوه ها ( Duevas ) يعني عناصر درخشنده مي ناميدند و خدايان بزرگشان اينان بودند :

 

1.       ايندرا ( خداوند تندر و جنگ )

2.       وارونا ( خداوند آسمان پر ستاره )

3.       ميترا ( خداوند خورشيد )

4.       آگتي ( خداوند آتش )

در عصر ودائي جمعيت آرياها رو به گسترش يافت و به تيره ها و دسته هاي چندي تقسيم گرديد . در اين ميان دو دسته مهمتري كه به آرياهاي ايراني و آرياهاي هندي معروف و از ساير گروهها بزرگتر بودند از يكديگر جدا شدند . افراد نخستين دسته راه مغرب و سرزمين فلات ايران در پيش گرفتند و اعضاي گرو دوم به جنوب رود سند مهاجرت كرده و به اعتبار محل اقامت خود , سند ( هندي ) خوانده شدند .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 13:17  توسط آرمان  | 

نوشين فرودي

 

نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.

 

تصوير فروهر

هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1-      سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2-      دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3-   بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4-   دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5-   دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6-   دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

برگرفته از یتااهوو

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 14:1  توسط آرمان  | 
به کوشش پارسی زبانان , این تارنامه برای پاک سازی این زبان زیبا از واژه های عربی , مغولی و اروپایی می کوشد , به امید آنکه هر طور که ممکن است و تا حد توان خویش بتوان زبان پارسی خود را پالایش کنیم.

 

                                      http://www.farsi-sare.blogfa.com                                                    

                                                                                                    پاینده ایران/پاینده آیین بهی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 12:28  توسط آرمان  | 
 
Click here to join Fantasybooksgroup
Click to join Fantasybooksgroup
300 the movie